و یک کبریت تر با رخوت یخچال میجنگد
سلحشور شما بی یال و بی کوپال میجنگد
نه مانند یلان وقتی که میترسند جانانه
ضعیف و ناشیانه، سست و پر اشکال میجنگد
همان که یک شب از پیمانۀ مهتاب آبی شد
همان یک روز با یک سال شب هر سال میجنگد
هزار و سیصد و شصت و هزار آغوش غم دارد
منی که با خودش هم چنگ در چنگال میجنگد
اگر چه عاقبت در چاه یک همسفره میمیرد
ولی تا آخرش این از تبار زال میجنگد
م.س
hot page...
ما را در سایت hot page دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8