آن شب

خرید بک لینک

آن شب

مهتاب را

با چادر سیاه شاید فرداهای بی آفتاب

به حجله ی ابرهای کبود فرستادند و

صبح فرداش

کودکی های من

در مراسم خاکسپاری

کبوتر ساچمه خورده مرده ی

تفریح یکی بیزار از من و تو

تنهای تنهای تنها

نداشتن آدم های بد را غصه خورد و

باختن آدم های خوب را ضجه زد

لا لا لا لا گفت و

گریه کرد

. . . و امشب

باران دارد آخرین نشانه ی ما را

از دیوار همیشه تماشایی من می نوشد

دیوار دارد

یادگار داغ گران مرا

به بوسه هایی

که شاید فقط تا آفتاب فردا

ارزان می فروشد

-همان مای فریاد کشان حراج کن نغمه ی جاودانگی را می گویم -

آه

من دارم

خداحافظ آشنای شب بی ستارگی ام را

امشب

رسوای رسوای رسوا . . .

اما

مرد که گریه نمیکند

21/8/1389

hot page...

ما را در سایت hot page دنبال می‌کنید

برچسب: آن شب قدري كه گويند,آن شب که دلی بود,آن شب قدری که گویند,آن شب اردیبهشت شهرزاد بهشتیان, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 22:00

صفحه بندی